تبلیغات
آرزو

سلام

این روزها هم میگذره ...دیر یا زود.... به نظر من تنها درمون این روزا امید داشتنه ... شاید دور از واقعییت باشه اما من میخوام دلخوش باشم و امید داشته باشم حتی اگه رویایی بیش نباشه حتی اگه روشنفکرا ریشخند بزنن ، اگه سرنوشت یه جور دیگه ای باشه ، قسمت چیز دیگه ای باشه تقدیر خودشو نشون بده .....هرچیز دیگه ای باشه خدا هرجور دیگه برامن رقم زده باشه ....این روزا اصلا نمیخوام به این چیزا فک کنم ....فقط میخوام امیدوار باشم به ارزوهام وروزهایی که خودم و اتفاقایی که دوست دارم رخ داده بشن فک کنم ...همین ....

از ته دل خودم ...واقعا دل نوشته خودمه

ارزو....:) <3 <3 <3

  facebook.com/khasteh .shoodam





[ چهارشنبه 29 تیر 1390 ] [ 05:37 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظریادت نره() ]

شعر..

بگذار این شهر را
با تمام کوچه ها
با تمام خانه ها
با تک‌ تک‌ پنجره هایش
خراب کنند...
روزی از زیر آوار
از زیرِ آرزو‌های به خاک نشسته
از کنجِ همه ی نبودن‌ها و نداشتن ها
بر میخیزم
شهری می‌‌شوم
پر از کوچه‌های شاد
پر از خانه‌های رنگ به رنگ
پر از پنجره‌هایی‌ که بی‌ پرده زیباترند
حضوری می‌‌شوم بی‌ پروا
که غوغایِ شرقی‌ چشمانش
ویران کند
خوابِ کسی‌ را که
برای فتحِ آرزو‌ها یش
یک شهر را در خیالِ ناپاکِ خود محو می‌‌کند

نیکی‌ فیروزکوهی



[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 08:27 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

...

امشب تمام حوصله ام را در یک کلام کوچک از تو خلاصه کردم


ای کاش می شد...



[ جمعه 2 خرداد 1393 ] [ 09:17 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

حرف دل

این روزا خیلی شلوغ بود .... ولی خوب بود چون مجبور نبودی به خیلی از اتفاقا ساعتها روزها و اینده های دور و رویاهایی دست نیافتنی فک کرد....

[ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

شب...

 شب است و من درهیچ فکر  ارامی نیستم ...

روزگار است دیگر....

باید بزاری که بگذره ...درگیرش نشو وگرنه بد پاچه ادمو میگیره...

آرزو



[ شنبه 23 آذر 1392 ] [ 02:58 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

دل نوشت ها...1

... راه ‌رفتن. قدم ‌زدن. چیزهای هزارباره را از نو دیدن. گُل‌های قالی را شمردن. خاکِ میز را پاک‌ کردن. چای‌ نوشیدن. چشم‌به‌راهِ اتّفاقی ماندن. گوشه‌ی دنجی نشستن. دفترچه‌های همیشگی را ورق‌ زدن. خط‌ زدن. کاری‌ نکردن. قدم‌ زدن. آفتاب را در آسمان تماشا کردن. روی صندلی نشستن. چای ‌نوشیدن. کتاب را گشودن. خواندن. چای نوشیدن. چشم‌ها را بستن. در کتاب بودن. در کتاب ماندن...

"محسن آزرم


___________________________________________

و خاطرات ...
نه مجالِ گریز می‌‌دهند
نه رخصتِ خلوتی
خاطرات روحِ تو را میدرند
در رخوتِ سردِ روز هایت
چنان بارانی ات می‌‌کنند
که برگ ریزان سهم تو می شود
خاطرات از تو و لحظه‌هایت عبور می‌‌کنند
میدوی
و می‌دوند
و نمیدانی کدامیک از شما زنده تر است


نیکی‌ فیروزکوهی


-------------------------------

 

دلم برای خودم تنگ شده
کاش سرم را بردارم
و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم
در تاریکی یک گنجه خالی ...

روی شانه هایم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفته ای در سایه اش آرام گیرم

ناظم حکمت | تو را دوست دارم چون نان و نمک | احمد پوری

...........................

تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟

راستی خبرت بدهم خواب دیده ام
خانه ای خریده ام
بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار
هی بخند

بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد.
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟

نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:

حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.

سید علی صالحی | نامه‌ها





[ جمعه 29 شهریور 1392 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

شعر و عکس

 


احساس ِ مسافری را دارم

که باید برود

و نمی داند به کجا

بلیت سفر به ناکجا را

من سال هاست در مشتم می فشرم

کجاست راننده

تا لگد به در ِ مستراح ِ بین راهی ِ این زندگی بکوبد

فریادم بزند که جا نمانن

کجاست

علی رضا روشن....

 


 

 



[ شنبه 5 مرداد 1392 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

عکس و نوشته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خب دیرمیام اما دیگه اون چیزی رو میزارم که خیلی دوسش دارم ... امیدوارم شما هم خوشتون بیاد...

ارزو

 

 

 



[ چهارشنبه 8 خرداد 1392 ] [ 12:41 ق.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

خیلی گذشت تا دوباره اومدم...

  گذشته رو به دوش بکشی خم میشی....



چشمها بی فایده اند ... وقتی ذهن کور باشد...




عشق ...

خوشبختی است که میلرزد...





زندگی ...
جزیره ای در دریای تنهایی
.







یادت پرچم صلحیست میان شورش این همه فکر....








 ومن دوباره اومدم ... خیلی اتفاقات گذشت ...
ارزو


[ چهارشنبه 25 بهمن 1391 ] [ 08:10 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

ارزوها شما...



[ یکشنبه 25 تیر 1391 ] [ 01:51 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]

سلاممممم....

سلام سلام به همه ی دوستام....دیر امدم ...میدونم ولی خب اخرش امدم ...سال قبل این موقعها بود که وبلاگم زدم تولد یک سالگیشههههههههههههههههههههه ....

 

میخوام بگم که وبلاگمو خیلی دوس دارم....چون اخرشه.....

وبلاگ عزیزم عاشقتم خیلی خیلی خیلی...

اینم چند تا عکس عالی ....

تولدت مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککک.....

 

 

 

 



[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 06:27 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]
.: تعداد کل صفحات 6 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ]