تبلیغات
آرزو - یه متن ناز

یه متن ناز

ناپیدای زیبا

اما...نه

من نه خوبی عیسی را داشتم و نه بدی قارون را.

من یک متوسط بیچاره بودم

و ناچار محکوم که پس از آن نیز،

باشم و زندگی کنم

نه باشم و زنده بمانم.

و در این وادی حیرت پر هول و بیهودگی سرشار،گم باشم

و همچون دانه ای که شور و شوق های روییدن در درونش خاموش می میرد

و آرزو های سبز در دلش می پژمرد

در برزخ شوم این پیدای زشت

و آن ناپیدای زیبا

خورد گردم.

که این سرنوشت دردناک

و سرنوشت بی حاصل ما است،

در برزخ دو سنگ آسیای بی رحمی که...

زندگی نام دارد.



[ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 12:03 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظر یادت نره() ]