تبلیغات
آرزو - دل نوشت ها...1

دل نوشت ها...1

... راه ‌رفتن. قدم ‌زدن. چیزهای هزارباره را از نو دیدن. گُل‌های قالی را شمردن. خاکِ میز را پاک‌ کردن. چای‌ نوشیدن. چشم‌به‌راهِ اتّفاقی ماندن. گوشه‌ی دنجی نشستن. دفترچه‌های همیشگی را ورق‌ زدن. خط‌ زدن. کاری‌ نکردن. قدم‌ زدن. آفتاب را در آسمان تماشا کردن. روی صندلی نشستن. چای ‌نوشیدن. کتاب را گشودن. خواندن. چای نوشیدن. چشم‌ها را بستن. در کتاب بودن. در کتاب ماندن...

"محسن آزرم


___________________________________________

و خاطرات ...
نه مجالِ گریز می‌‌دهند
نه رخصتِ خلوتی
خاطرات روحِ تو را میدرند
در رخوتِ سردِ روز هایت
چنان بارانی ات می‌‌کنند
که برگ ریزان سهم تو می شود
خاطرات از تو و لحظه‌هایت عبور می‌‌کنند
میدوی
و می‌دوند
و نمیدانی کدامیک از شما زنده تر است


نیکی‌ فیروزکوهی


-------------------------------

 

دلم برای خودم تنگ شده
کاش سرم را بردارم
و برای هفته ای در گنجه ای بگذارم و قفل کنم
در تاریکی یک گنجه خالی ...

روی شانه هایم
جای سرم چناری بکارم
و برای هفته ای در سایه اش آرام گیرم

ناظم حکمت | تو را دوست دارم چون نان و نمک | احمد پوری

...........................

تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟

راستی خبرت بدهم خواب دیده ام
خانه ای خریده ام
بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار
هی بخند

بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد.
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟

نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:

حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.

سید علی صالحی | نامه‌ها





[ جمعه 29 شهریور 1392 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ آرزو آرزو ] [ نظرات() ]